تاریخچه آبرنگ
گونهاي نگارگري و رنگآميزي كه از آميختن رنگهاي خشك با آب و كشيدن آن با قلممو بر روي كاغذ پديد ميآيد. در نگارگري به شيوة آبرنگ، گَرد يا سودة رنگهاي گوناگون گياهي و كاني را با مواد چسبانك همچون صمغ و سريش و سفيدة تخممرغ (آلبومن) و گاه براي پيشگيري از زود خشك شدن با گليسيرين و عسل در ميآميزند و به صورت گرد خشك يا قالبهايي فشرده يا به صورت مايع نگه ميدارند و هنگام به كار بردنِ نوع خشك يا فشردة آن، قبلاً آنها را با آب ميآميزند و با قلمموي آغشته بدانها لايهاي نازك بر روي كاغذ ميكشند.
اين مواد عموماً شفاف و درخشندهآند و اثري روشن و تابناك از خود بر روي كاغذ به جا ميگذارند و اگر بخواهند رنگي كدر به كار برند، با افزودن اندكي سودة سنگِ سفيد، يا سفيداب بر آنها، جسميّت رنگ را بيشتر ميكنند و مادهاي كدر به دست ميآورند. حاصل چنين آميزهاي را به انگليسي بادي كالر و به فرانسه گواش مينامند (آمريكانا). تفاوتي كه ميان آبرنگ درخشان (يا به گفتة نگارگران ايراني رنگهاي روحي) و رنگهاي سنگين (رنگهاي جسمي) ديگر ديده ميشود، در شفافيّت و كدورت آنهاست. آثاري كه به وسيلة اين نوع رنگها پديد ميآيد، معمولاً در برابر نگارههاي «رنگ روغن»، «آبرنگ» ناميده ميشود. آبرنگ براي بيان حالات زنده و ارتجالي كه بلافاصله در هنرمند پديد ميآيد وسيلة كاملي است و بيش از هر شيوة ديگرِ نگارگري، خصلتها و خصوصيات فردي هنرمند را مينماياند.
نگارگري آبرنگ پيشينة ديرين دارد. اين شيوه براي مقاصد گوناگون، از جمله نگارگري بر روي ديوار و چوب و تخته و جز آن، به كار ميرفته است. نخست براي رنگآميزي از مواد رنگي ساده سود ميجستند، سپس با آميختن رنگها به يكديگر يا افزودن موادي ديگر مانند زر و جز آن، تنوعي در رنگها پديد آوردند و بر دامنة كاربرد آن افزودند و بدينسان، آبرنگ از روي ديوار و گچ و چوب و تخته، به روي كاغذ و درون كتابها منتقل گشت و گسترش بيشتري يافت.
نگارگري با آبرنگ در اروپا: نخستين نمونههاي نگارگري به شيوة آبرنگ را در اروپا، در ميان آفريدههاي نگارگران سالهاي پايان سدة 15م ميتوان يافت كه همچنان در سدههاي 16 و 17م رواج ادامه داشت. آلبرخت دورر (1471ـ 1528م) برخي از نخستين مناظري را كه بايد آبرنگ كامل خواند نقاشي كرد و روبنس و وانديك طرحها و نقاشيهاي زيبا با رنگهاي شفاف و تيره پديد آوردند كه بعضي از آنها نشان دهندة مناظرِ انگليسي است.
گروهي از نگارگران اروپايي همچون وان استاد (1610ـ 1685) و آوركمپ (1585ـ1663م) به گونة چشمگيري با آبرنگ كار ميكردند، ليكن به هر حال، هيچيك از اين نگارگران را نميتوان آبرنگ كار به شمار آورد، زيرا كار آنان با آبرنگ، بيشتر جنبة تفنّني داشت و در حقيقت، زمينهاي براي نگارگري با رنگ روغن شمرده ميشد. فقط در هلند بود كه در سدة 18م مكتبي واقعي در نگارگري با آبرنگ به وجود آمد؛ نمايندگان اصلي اين شيوه: يان شوتن و ديرگ لانگنديك بودند (چمبرز). در همين سده، نگارگري آبرنگ در انگلستان قوام بيشتري يافت و مكتب نگارگري با آبرنگ، همة امكانات اين شيوه را به عنوان يك هنر مستقل، گسترش داد. اين هنر به ويژه براي نمايش طبيعت و اقليم انگليس، بسيار متناسب تشخيص داده شد و سخت نظر گروهي از نگارگران انگليسي را به سوي خود جلب كرد. در سدة 18م اشراف انگليس كه بسيار ميل داشتند صحنههاي گوناگون زندگاني و سفر و شكارهايشان را ثبت و ضبط كنند، از اين شيوه نگارگري استقبال بسيار كردند و از آن بهرة فراوان گرفتند. در پايان سدة 18م خريد و فروش آثاري كه از اينگونه صحنهها پديد آورده شده بود، سخت رونق يافت و با چاپ و انتشار كتابهاي مصوّر كه با نگارهايي از آثار معماري و خانهةاي باشكوه اعيان و اشراف و آثار باستاني، آرايش مييافت و با آبرنگ رنگآميزي ميگرديد، ماية توجه بسيار گشت و رواج يافت و سپس رابطة نزديكي با گراورسازي پيدا كرد. در 1804م، آبرنگ كاران، انجمن پادشاهي نگارگران آبرنگ را بنياد نهادند و همين كار، فرصتي براي اين هنرمندان پيش آورد كه بتوانند آزادانه آثار خود را به نمايش بگذارند و به رقابت با نگارگريِ رنگ روغن برخيزند. در آغاز سدة 19م آبرنگ كاران با بهرهمندي از تجربههاي گذشته، به آفريدن كارهاي اصيل در اين زمينه دست يازيدند و يكي از آنان به نام جان وارلي ، به عنوان آموزگار و دوست نسل جوان، نگارگري آبرنگ را گسترش بيشتري داد و طرحهاي سرشار از رنگهاي زيباي گوناگون برجاي نهاد. آبرنگكاران نوين در سالهاي پايان سدة 19م، دگرگونيهاي بزرگي در زمينة نگارگري ابرنگ در اروپا پدپد آوردند كه به پيدايش نظرية نويني در زمينة ويژگيهاي اين شيوه انجاميد و چون آبرنگ بهترين وسيله براي پديد آوردن بازتاب نور و اثر حركت شناخته شد، و اين ويژگيها نيز سخت مورد توجه هنرمندان امپرسيونيست بود؛ پيروان اين مكتب گرايش فراوان به نگارگري آبرنگ پيدا كردند و رنوار و كامي پيسارو در آثار خود، آبرنگ را به گونة گسترده به كار گرفتند. همچنين، هنرمندان فرانسوي همروزگار آنان كه در برابر امپرسيونيسم واكنش سخت مينمودند، به ناچار از شيوة آبرنگ بهره بردند و در ترويج آن كوشيدند. در سالهاي پايان سدة 19م و آغاز سدة 20م، دگرگونيهاي نويني در زمينة نگارگري آبرنگ پديدار شد و پايههاي اساسي آن از حد نگارگري درگذشت؛ ليكن اين دگرگوني جنبة تصادفي داشت: پل سزان در آفريدههاي خود به سبك انتزاعيِ افراطي گراييد و سينياك نظرية نقطهپردازي را در شيوة آبرنگ به كار برد و راول دوفي صحنههايي با رنگهاي محلي پديد آورد. نگارگران امپرسيونيست آلماني آبرنگ را در روش تأكيدي خود پذيرفتند و به كار بردند. آبرنگ در دنياي تخيّلات بيبند و باري كه پليكلي ابداع كرد، عنصري اساسي بود. در انگلستان پل ناش احساسات رمانتيك خود را با آبرنگ به نمايش گذاشت و در جهت سنت آبرنگسازي انگليسي پيش رفت.
نگارگري با آبرنگ در ايران: اگرچه شيوة نگارگري كهن ايرانيان خود گونهاي از نگارگري با آبرنگ بوده است، ليكن پيشينة كاربرد اصطلاح «آبرنگ» كه ترجمه يا واژة برابر آكوارل فرانسوي و واتركالر انگليسي است، از سالهاي ميانين دوران صفويه فراتر نميرود و ايرانيان نام و اصطلاح ويژهاي براي اينگونه نگارگري به كار نميبردند. چنين مينمايد كه از همان روزگار كه نگارگري به شيوة نوين آبرنگ در اروپا پديد آمد و رواج يافت، اين شيوه راه خود را به ايران نيز باز كرد و در نگارگري به كار گرفته شد. زيرا نخستين روابط بازرگاني و سياسي ايرانيان با كشورهاي اروپايي، در روزگار پادشاهي خاندان آققويونلو (نيمة دوم سدة 9ق/15م) پديد آمد و سپس در دوران صفويان رو به گسترش نهاد و با مسافرت نمايندگان و فرستادگان سياسي و بازرگاني و مبلغان مسيحي و هنرمندان اروپايي به ايران، بسياري از مظاهر فرهنگ نوين اروپا در ايران شناخته شد و رواج يافت. كهنترين نمونة نگارههاي آبرنگ به شيوة نوين (فرهنگي) در ايران كه اينك موجود است ــ اگر با دست نگارگري اروپايي كشيده نشده باشد ــ تك چهرة سلطان يعقوب آققويونلو (896ق/1491م) است كه اكنون در موزة هنرهاي تزييني در تهران نگهداري ميشود. اين تك چهرة آبرنگ، بسيار زنده و استادانه پرداخته شده است. ميتوان گفت اين نخستين گام كاميابانه در كاربرد شيوة آبرنگ در نگارگري ايران است.
افزون بر اين تك چهره، نفوذ شيوة آبرنگ غربي را در برخي از آثار كمالالدين بهزاد، يا آثار منسوب بدو، نيز ميتوان يافت. آشكارترين اين نمونهها، نگارة درويشي است به حالت نشسته از روبهرو و نگارة جنگ شتران كه وجود سايه روشن در چهره و جامعة درويش و حجم دادن (بُعد بخشيدن) به تنة شتران، همه حكايت از گونهاي تأثيرپذيري از نگارگري غربي ميكند؛ ليكن بايد دانست كه بيشتر اين هماننديها در اين گونه آثار از روي تفنن و تصادف بوده است، زيرا تا آن هنگام شيوة نوين آبرنگ كاري از سوي هنر دوستان و هنرمندان پذيرفته نشده بود و شيوهآي سخت بيگانه و خارج از ذوق ايراني مينمود. آثار توجه به اين هنر و به ويژه به نگارگري غربي از همان نخستين سالهاي شهرياري خاندان صفوي در ايران پديدار است. در اين شيوه از هنر، توجه به شكل طبيعي و شباهت به اصل و رعايت اصول و قانونهاي مناظر و مرايا (پرسپكتيو) كه نگارگري ايراني يعني سبك مينياتور فاقد آن بود، همواره ايرانيان را دچار شگفتي و ستايش فراوان ميكرد و پادشاهان و بزرگان ايران زمين كه بر پاية خود دوستي ميخواستند نگارههاي طبيعي و حقيقيشان نگاشته شود و يادگار بماند، اين سبك نگارگري را كه تازه با آن آشنا شده بودند، بسيار پسنديدند و در رواجش كوشيدند. از اين زمان به بعد، بر اثر تأثير نگارگري غربي، حتي در سبك مينياتورسازي نيز شبيهسازي و گزيدن موضوعهاي زندگيِ روزانه كمكم پديدار گرديد و نگارگران مينياتور كوشيدند به جاي نگارههاي تزييني پيشين و نگاشتن مجالس رزم و بزم و شكار و چوگانبازي و مغازله و معاشقه، به نگاشتن منظرههاي طبيعي و چهرهگشايي و دورنماسازي و شاخههاي گل و شكوفه و پرندگان و جز آنها بپردازند. گروهي از آنان نيز براي خوشايند سفارش دهندگان، به پيروي از خواستههاي آنان،به نسخهبرداري و تقليد از نگارههاي اروپايي يا به اصطلاح آن زمان «فرنگي سازي» آغاز كردند.
به نوشتة اسكندربيك منشي، نخستين هنرمند ايراني كه «صورت فرنگي را در عجم او تقليد نمود و شايع ساخت»، مولانا شيخ محمد سبزواري، فرزند شيخ كمال، نگارگر روزگار شاه طهماسب و شاه اسماعيل دوم بود و در فن «تذوير [تزويق] رنگآميزي» و «يكه صورت» دم از يكتايي ميزد و به گفتة او، كسي بهتر از او «گونهسازي» و «چهرهپردازي» نميكرد... (1/176). از سوي ديگر، در همين زمانها، در هندوستان نيز به انگيزة ارتباط هنديان با اروپائيان، سبك و شيوة نويني در مينياتورسازي «هند و ايراني» پديدار گشت و برخي از پادشاهان گوركانيِ هند علاقة ويژهاي به طبيعيسازي و تك چهرهپردازي از خود نشان دادند و بر اثر همبستگيهاي دوستانه ميان شاهان ايران و هند از يك سوي، و رفت و آمد هنرمندان و شاعران اين دو سرزمين به كشورهاي يكديگر از ديگر سوي، جنبش نويني كه در شيوة نگارگري در ايران پيش آمده بود، تأييد و تشديد گرديد.
از همين زمان در نگاشتههاي رضاي عباسي و معين مصوّر، شاگرد او، به برخي از نگارهها بر ميخوريم كه به شيوة آبرنگ غربي آفريده شده است، از جملة آنها تصوير خود رضاي عباسي است كه به دست شاگردش معين مصوّر نگاشته شده است.
با ظهور محمد زمان و عليقلي جَبّهدار كه مستقيماً در مكتب نگارگران اروپايي آموزش يافته بودند، اين شيوه در ميان هنرمندان ايراني گسترش فراوان يافت و عملاً از سوي هنرمندان و هنردوستان ايراني پذيرفته شد. محمد زمان نه تنها شيوة آبرنگ غربي، بلكه موضوعهاي مسيحي را كه ساليان دراز پس از او مورد اقتباس و تقليد مكرر نگارگران و هنرمندان ايراني بود، بدين سرزمين وارد كرد و رواج داد. برادر محمد زمان، محمد ابراهيم (حاجي محمد) و فرزند او محمدعلي و فرزند او محمدباقر و فرزند او محمدحسن و گويا فرزند او محمدصادق همه آبرنگكاران استادي بودند. پس از آنان ابوالحسن مستوفي غفاري (ابوالحسن اول، همروزگار زنديان)، علي اشرف افشار، ميرزا باباشيرازي، ابوالحسن دوم غفاري (صنيعالملك)، لطفعلي صورتگر، آقابزرگ شيرازي، محمودخان (ملكالشعرا)، ميرزا علياكبر خان (مزينالدوله)، يوسف، اسماعيل جلاير، محمد غفاري (كمالآلملك) و مصورالممالك همه در شيوة آبرنگ استادان ماهر بودند و شاهكارهايي در اين رشته از نگارگري پديد آوردند كه اينك در موزهها و مجموعهها نگهداري ميشود.
مآخذ: آمريكانا؛ اسكندربيك، تاريخ عالم آراي عباسي، تهران، اميركبير، 1350ش؛ اينترنشنال؛ اوري من؛ بريتانيكا (همه ذيل Water Color, Water Color Painting)؛ پوپ، آرثرآپهام، «رنگ و رنگمايه» ترجمة آل سميعا، سخن، س 17، شم 2 (ارديبهشت 1346ش)، ص 212ـ 215؛ چمبرز (ذيل Water Color Painting)؛ ذكاء يحيي، «محمدزمان»، نگاهي به نگارگري ايران در سدههاي دوازدهم و سيزدهم، تهران، 1354ش، ص 39ـ 58؛ فرهنگ فارسي (ذيل آب و رنگ)؛ فرهنگ ناظمالاطباء (ذيل آب و رنگ)؛ فرهنگ نظام؛ فونك و واگنال؛ ورلدبوك؛ ورلدآرت (هر دو ذيل Water Color Painting و Water Color)؛ وزيري، علينقي، زيباشناسي در هنر و طبيعت، دانشگاه تهران، 1338ش، ص 46ـ47؛ لاروس (ذيل aquarelle)؛ نيواستاندارد (ذيل Water Color).
يحيي ذكاء
اکرولیک وآبرنگ روی مقوای هندی .گپی از کار آقای بهمن نیکو .50 *75
کتابهای آبرنگ
آرش صداقت
1-نقاشی با آبرنگ
نوشته:خوسه ماریا پارامون،گیلرمو فرسکوئت،قاسم روبین(مترجم)
ناشر:نشر نی
2-نقاشی از گل با آبرنگ
نوشته: خوسه ماریا پارامون،عبعلی شروه(مترجم)
ناشر:فرهنگ سرای یساولی
3-کارگاه نقاشی با آبرنگ؛مهارت کارگاه نقاشی با آبرنگ
نوشته: محمد مهدی هراتی .الهام هراتی
ناشر: کمال هنر
4-آموزش نقاشی آبرنگ
نوشته:سابو زولتان،اسماعیل عسگری(مترجم)
ناشر:هنرکده عسگری
5-نقاشی با آبرنگ در 10درس
نوشته:تونی کاچ.عربعلی شروه(مترجم)
ناشر :یساولی
6-چهره سازی با آبرنگ قدم بقدم
نوشته:چالزرید.عربعلی شروه(مترجم)
ناشر :یساولی
7-آموزش آبرنگ
نوشته:آیلا خرمی نژاد،ترورواگ
ناشر:نظر
8-آب و رنگ
نوشته:سیما مشتاقی
ناشر:کتاب اوند دانش
9-آموزش آبرنگ و نحوه استفاده از ابزار و سطحهای مختلف
نوشته:زولتان سابو،حسین دشتستان(مترجم)
ناشر:فرهنگسرای میردشتی
10-طبیعت در آب و رنگ
نوشته:شهره هماور
ناشر:هیراد
11-تکنیکهای آبرنگ
نوشته:فروغ صادقی
ناشر:خاتم سبز
12-نقاشی از چهره با آبرنگ
مولف:شاهین ذوالکفلی
ناشر:یساولی
13-نقاشی با آبرنگ در 12 درس
ناشر :بهار
14-نقاشی چهرهای زنده با آبرنگ
ناشر :بهار
15-تکنیکهای آبرنگ(خیس در خیس)
ناشر:بهار
16-نقاشی گلها با آبرنگ
ناشر:بهار
17-منظره سازی با آبرنگ
ناشر:بهار
18-تکنیکهای آبرنگ(بهمراه نمونهای از چهره سازی کودکان
ناشر :بهار
جمع آوری .آرش صداقت
خلاصه ای از سبکها
سبک های مختلف هنر های تجسمی
نوشته حاضر شامل معرفی سبک های مختلف هنر های تجسمی به ویژه در طراحی ونقاشی ومجسمه سازی می باشد.که از دوره کلاسی سیسم که شامل هنر یونان باستان تا شیوه ی پاپ آرت (1960)می باشد. مواردی به نظر نگارنده قبل از مطالعه لازم به ذکر است:
1- اصولا دسته بندی مشخص برای سبک ها وآثار هنری چه در زمینه هنر های تجسمی و چه در سایر هنر ها کاری امکان پذیر نیست واصولا به نظر من صحیح نیز نمی باشد .چرا که اثار هنری قبل از این که اثری در چارچوب خاص باشند بیشتر بیان گر احساس وتفکر هنرمند میباشند.
2-نوشته حاضر بیشتر به معرفی اجمالی سبک ها پرداخته وبه دلیل بضاعت دانش نگارنده حتما نواقص وکاستی هایی دارد که از خوانندگان عزیز درخواست می شود در صورت امکان به کاملتر شدن مطلب کمک کنند.
3-انچه نویسنده را ترغیب به گرد آوری نوشته حاضر نمود علاقه و همچنین فعالیتی است که در زمینه این نوع بیان هنری داشته است. وبا توجه به گستردگی سبک ها نوشته حاضر صرفا در جهت معرفی کلی انهاست.
کلاسی سیسم:
کلاسی سیسم عبارتست از اصول وقواعد ویا کیفیات جمال شناختی که در هنر یونان و روم باستان یافت می شود.از حیث لغوی کلاسی سیسم به معنای پیروی از اصول کلاسیک است.که البته خود واژه کلاسیک به معنای "عالی و نمونه " می باشد.با توجه به انسان گرایی خاص یونان باستان و همچنین تلقی نظام هماهنگ "زیبایی طبیعت و نظم عقل" که درک متقابل این دو امر را موجب " خود شناسی" می دانستند ؛ موضوع اصلی هنر یونان و روم باستان " انسان " بوده است .چنانکه در آثار هنری این دوره انسان گرایی به وفور یافت می شود.البته این سبک بارها در طول تاریخ احیا شد که می توان به دوره رنسانس مخصوصا "اوج رنسانس" ویا نیمه قرن هجدهم میلادی اشاره کرد. که بنا بر نظرات مختلف کلاسی سیسم نیمه قرن هجدهم " نئو کلاسی سیسم " نامیده می شود.
از هنرمندان مهم این سبک می توان به : بوتی چلی ؛ برو گل؛ میکل آنژ؛ لئوناردو داوینچی و مجسمه سازان تقریبا گمنام یونان وروم باستان اشاره کرد. آثاری چند از سبک کلاسی سیسم عبارتند از:ارابه ران 450 سال قبل از میلاد مسیح ومربوط به هنر یونانی؛ ژودیت اثر بوتی چلی ؛ داوود و حضرت موسی اثر میکل آنژ ؛ دیسک انداز اثر میرون ؛ و شاهکار مونا لیزا ( لبخند ژکوند) اثر لئوناردو داوینچی.
منریسم:
منریسم که معنای لفظی آن را می توان مترادف با " شیوه گرایی " دانست .که تقریبا به گرایش های هنری اواخر رنسانس اشاره می کند( قرن شانزدهم میلادی). منریست ها آثار خود را نه از طریق دریافت های بصری بیواسطه بلکه بر اساس ادغام طبیعت و محیط اطراف با برداشت ها وباور های ذهنی خود وبا تاکید بر یک شیوه واقتباس شخصی خلق می کردند.منرسیت ها بیشتر مدل های خود را نه در محیط زنده خود بلکه بیشتر از هنرمندان اوج رنسانس مانند میکل آنژ و پیکره ساز های رومی اقتباس می کردند. آنها معتفد بودند که یک خشکی وخشونت در طبیعت وجود دارد که باید توسط هنر مند ملایم شود.میتوان گفت منریست ها فقط به فیگور های انسانی می پرداختند که دلیل این امر همانطور که در بالا ذکر شده ومنبع الهام خود را هنر کلاسی سیسم می دانستند مشخص می باشد.از آثار و هنرمندان این سبک می توان به این موارد اشاره کرد: پرتره ی مرد جوان 1550 اثر برونزینو؛ شفا دادن سن آنتونیو به مرد جوان 1511اثر اسکولادل سانتو پادوا؛ معجزه مارک مقدس اثر تین توره تو؛مکتب آتن اثر رافائل.
باروک:
کلمه باروک که به معناب" پیچیده و پر تکلف" می باشد را معمولا در مورد آثار هنری قرن هفدهم میلادی به کار می برند.در سبک باروک بیشتر تلاش بر استفاده از خطوط منحنی وقوس ها و آرایش های پیچیده وپیرایه بندی شده می باشد.هدف در سبک باروک بر انگیختن عواطف بیننده با حرکت های رنگ ونور ؛ توهم گرایی وگرایش به حس زمینی دادن به آثار می باشد که هنرمندان بزرگی چون رامبراند ؛ روبنس و بر نینی از نقاشان و تصویر گران این عصر می باشند.می توان از آثار چشم گیر این سبک به " پیکره ی داوود اثر جیان لورنز برنینی و به صلیب کشی سن پتر اثر کاراواجو و ... اشاره کرد.
روکوکو
روکوکو به معنای سنگ ریزه است.این سبک به نوعی اعتراض به تجمل وشکوه زندگی شاهانه ودرباری قرن هجدهم است که بعد از مرگ لویی چهاردهم (1715)در فرانسه به وجود آمد. در این سبک بیشتر به ظرافت ها وحساسیت ها از طریق خطوط منحنی کوچک پرداخته میشود وبه نوعی در رد عظمت وخشکی تصویر گری باروک و درباری بودن باروک رو به زندگی روستایی میاورد .سرخوشی ؛ شادابی ؛ طراوت و سرزندگی از مولفه های موجود در سبک روکوکو می باشد .البته تصویر گران این سبک بعدها به نوعی خود دچار اشراف زدگی ناشی از به تصویر کشیدن زندگی افرادی شدند که محیط های دور وروستایی را به عنوان محل خوشگذرانی برگزیده اند." ظهور تثلیث بر سنت کلمنت اثر تیه پولو (1735) و ازدواج مطابق مد روز اثر ویلیام هو گارث (1743) " از آثار این دوره می باشند.
نئو کلاسیسم
این سبک در قرن هجدهم ودر رم آغاز شد .دو دلیل را می توان به عنوان مهمترین عامل ظهور این سبک دانست .اول اینکه به نوعی اعتراض بر افراطی کاریهای باروک وروکوکو بود و دلیل دوم اشتیاق تعمدی در باز آفرینی کلاسیک دوره یونان وروم باستان می باشد. هنر مندان نئو کلاسیسم به طور آگاهانه خود را محدود به هنر باستانی کردند. وبه طور تعمدی به تقلید از هنر آن دوران مبادرت می ورزیدند.
باری ؛ کانووا؛ فلاکسمان ؛ هامیلتون وداوید از هنرمندان این دوره می باشند.که آثار بسیار زیبای ژاک لویی داوید را باید متمایز از سایر دانست. آثاری چون " ناپلئون در حال عبور از کو ههای آلپ؛ مرگ مارا ؛ وسوگند هوراتی" از شاهکار های این هنرمند است.
رمانتیسم
این سبک که در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم در اروپا شکل گرفت گرایش خود را به سمت مسائل عاطفی و احساسی نشان داد.این سبک با مخالفت آشکار با اصول و مبانی سیاسی فلسفی نئوکلاسیسم آغاز شد.
بنا بر تفکر رمانتیسم احساس به خاطراحساس و عاطفه به خاطر عاطفه مهم است .هنرمندان رمانتیسم در پی یافتن واقیعت ژرف انسانی بودند که در پس قواعد وسنت های جامعه پنهان مانده بود .قواعدی که مجال بروز عواطف واحساسات عمیق انسان را بدو نمی داد .زیبایی از نظر این هنرمندان موزونی وهماهنگی بین اثر نیست بلکه اثری زیباست که بیانگر فضای درون یک موضوع است و عامل محرک احساس بیننده.
آثار بسیار ارزشمندی در این سبک خلق شده است .کورو ؛ دلاکروا ؛ گویا ومیله از هنرمندان این سبک می باشند.
رئالیسم.
رئالیسم یا واقع گرایی به تفکر هنری اطلاق می شود که معتقد است وجود و هستی پدیدها مستقل از ادراک وحواس بشر است.این سبک در قرن نوزدهم آغاز شد. وتفاوت آن با واقع گرایی قرون قبل در این است که در رئالیسم قرن نوزدهم واقیعت همانطور که وجود دارد وبه دور از هر گونه دخل وتصرف بیان می شود .به نوعی رئالیسم قرن نوزدهم را باید نتیجه رویکرد هنرمندان به زندگی وبحران های بشر دانست .که گرایش رئالیسم اجتماعی بیانگر این موضوع می باشد.مهمترین هنرمند این سبک " گوستاو کوربه" نقاش بزرگ فرانسوی است که اثر مشهور " صدقه گدا به گدا " از آثار اوست.
ایوان شیشکین و ادوارد مانه از هنرمندان دیگر این سبک می باشند.
امپرسیونیسم
امپرسیونیست را باید نخستین حرکت نوین هنری دانست.دراین سبک بیشتر سعی براین است که بازی نور ورنگ را بر روی سوژه نشان داده شودوبه نوعی دست یابی به طبیعت گرایی تازه است. در آثار امپرسیونیستی تجزیه وتحلیل دقیق رنگ ها و والوور های سایه روشن نقش مهمی دارد .هنرمندان این سبک برای اینکه بتوانند بازیهای نور را نشان بدهند می بایست با سرعت هر چه تمام تر کار کنند و به همین دلیل است که سطح این گونه آثار معمولا خشن ؛ لکه لکه ونا واضح است.
نئو امپرسیونیسم که در پی امپرسیونیستایجاد شد حاصل کار نقاشانی بود که به روش علمی و برپایه تحقیقات دانشمندان به کاربرد رنگ ها می پرداختند.که معتقد بودند با این روش صداقت بصری نسبت به طبیعت بیشتر حفظ می شود. البته افراط ذر این نوع نگرش باعث ایجاد " پست امپرسیونیسم" شد . که گرایشی ضد طبیعت گرایی محض علمی بود.
پیر آگوست رنوار ؛ کلود مونه ؛ پیسارو ؛ پل سزان ؛ ادگار دگا ؛ که همگی از نامداران دنیا می باشند از هنرمندان این سبک هستند.
سمبولیسم
سمبو لیسم ؛ به معنای نماد گرایی ، شیوه ایی است کهدر آن هنرمند واقعیت را نه به طور مستقیم بلکه به صورت نمادها و سمبول ها ارائه می کند.واین نمادها متضمن چیزی جز شناخت ذهنی هنرمند از واقعیت نیست.ذهنیت افراطی در آثار سمبولیسم سبب شده که این آثار بغرنج ومعما گونه باشند.
ازهنرمندان این سبک که مربوط به قرن نوزدهم میباشد میتوان ؛ گوگن؛و ویلیام موریس را نام برد.
اکسپرسیونیسم
اکسپرسیونیسم روشی است برای بیان هر چه بهترحالات درونی. این سبک عاری از طبیعت گرایی است.
حالات خاص وعمیقی که با روش های طبیعی قابل بازگو نیست .اشک ؛ تنهایی ؛ خشم ؛ وبسیاری از حالات پیچیده را بیشتر باید در بیان این سبک کنکاش کرد .
نوابغی چون ونسان وان گوگ ؛ ادوارد مونش ؛ کته کل ویتس از هنرمندان بزرگ این سبک می باشند .آثاری چهره خود ونسان وان گوگ و کلیسای دراوور اثر ونگوگ ؛تابلوی معروف و بزرگ ؛ جیغ اثر ادوارد مونش و
وبسیاری از شاهکار های دیگر در این سبک می باشند.
کوبیسم
کوبیسم را باید منشا همه هنر های آبستره دانست. کوبیسم بر این اساس یجاد شد که شیوه های مرسوم نقاشی نادرست وکهنه اند و انسان امروز باید به نوعی دیگر به بیان افکار خود بپردازد.در سبک کوبیسم با در هم ریختن نظام پرسپکتیو خطی به هنرمند این امکان را می دهد که در یک زمان با چند زاویه ی دید به موضوع نگاه کند نا واقعیتی ملموس به بینده القل کند. به عبارت دیگر از یک موضوع با استادن زمان جند تصویر ترسیم می شود.
پیکاسو و براک از نقاشان مشهور این سبک می باشند.
دادائیسم و سور رئالیسم
دادائیسم حرکت پوچ گرایانه ای بود که در حین جنگ جهانی اول در آلمان شکل گرفت و بیشتر ناشی از بحران شدید روحی و شوک ناشی از فجایع جنگ بود.این روش در سالهای 1920به بعد رو به زوال نهاد.
بعدها هنرمندان سبک دادئیسم با همکاری هم سبکی متفاوت از قبل را ابداع کردند.سور رئالیسم محصول این همکاری بود.در این روش هنرمند از دایره معمول ایده های تصویری دور می شود تا بتواند بر اساس تلقی های ضمیر ناخود آگاه خویش دست به آفرینش بزند.می توا گفت سور رئالیسم واقیعت ورویا را با هم آمیخته می کند.
رنه ماگریت؛ سالوادور دالی و مارسل دوشان را می توان از نقاشان این سبک نام برد.
آثاری چون اندیشه ای که می بیند ؛ خاطره ی یک سفر ویک نفر به سوی پرنده سنگ پرتاب می کند اثر میرو از آثار مهم این مکتب است.
آبستره
هنر آبستره هنری تجریدی وانتزاعی است.که تاکیدی بر مضمون اثر نیست وهدف صرفا ارزشهای زیبا شناسی فرم و رنگ است. از مهمتریتن نقاشان این سبک میتوان به " واسیلی کاندینسکی" اشاره کرد.
هنر آبستره مشتقات گونا گون دارد که میتوان به : " آبستره اکسپرسیونیسم ؛ اکشن پیتینگ و تاشیسم اشاره نمود.
در سه شیوه اخیر تاکید بر خود برانگیختگی وعدم تعمد در به وجود آوردن آثار است.
پاپ آرت:
پاپ آرت یا هنر عامیانه شوه ای است که در سالهای 1960 به بعد ایجاد شد .بیشتر این آثار کلاژ هایی از دست ساخت ها ؛ عکس ها ، قطعات روزنامه واز این قیبل موارد هستند.از بنیانگذاران این روش می توان به پائولوزی ؛ هامیلتون و رشن برگ اشاره کرد
__________________
سورئالیسم
اغلب مورخین و محققین هنر بر این باورند، روزی که آندره برتون «Andre Breton» شاعر، نویسنده، روانشناس و نظریه پرداز فرانسوی (۱۸۹۶) نخستین بیانیه سورئالیسم را در سال ۱۹۲۴ در پاریس منتشر کرد، تاریخ تولد سورئالیسم «Surrealism» محسوب می شود. اما برخی از کارهای برتون که می توان آنا را سورئالیستی خواند پیش از این تاریخ نگارش یافته اند.
اغلب مورخین و محققین هنر بر این باورند، روزی که آندره برتون «Andre Breton» شاعر، نویسنده، روانشناس و نظریه پرداز فرانسوی (۱۸۹۶) نخستین بیانیه سورئالیسم را در سال ۱۹۲۴ در پاریس منتشر کرد، تاریخ تولد سورئالیسم «Surrealism» محسوب می شود. اما برخی از کارهای برتون که می توان آنا را سورئالیستی خواند پیش از این تاریخ نگارش یافته اند.
در ابتدا سورئالیسم به عنوان یک حرکت ادبی آغاز شد. این نهضت به شدت به شخصیت برتون، که رهبری ایدئولوژیک آن را بر عهده دار شد، متکی بود. برتون دانشجوی روانپزشکی بود و دوران خدمتش را در «بیمارستان نظامی نانت» گذرانده و با بیماران روانی کار کرده بود. بنابراین با روانکاوی و روش درمانی آن آشنا بود. او همچنین به مطالعه پزشکی پرداخته و با کار «زیگموند فروید» در زمینه روانشناسی تحلیلی، ضمیر ناخودآگاه و تعبیر رویا بر مبنای تداعی آزاد تصورات، مانوس بود. این تجربه شالوده آثار ادبی او را در حیطه سورئالیسم فراهم کرد. وی به گونه ای از واقعیت مطلق که در آمیزه ای از رویا، و واقعیت است ایمان دشت و معتقد بود که در جهان، واقعیت برتری وجود دارد که در ضمیر ناخودآگاه انسان نهفته است. با این باور که تنها راه یا بهترین و بزرگترین راه عبور از موقعیت سکون و نجات خودش از چنگاه عقلانیت هنر دوران، تکیه بر ناخودآگاهی است.(گودرزی،۱۳۸۱، ص ۴۰۶)قطعا اوتامیسم(خودکاری یا خود انگیختگی) مفهوم اصلی نظام فکری برتون بود؛ نوعی هدایت جادویی که از ناخودآگاه او نشات گرفته و اشعار، مقالات و سایر نوشته های او را شکل می داد. نقاشان و مجسمه سازان نیز بعد ها از همین شیوه در تولید آثارشان سود بردند.
سورئالیست ها در پی آن بودند که تحت تعلیم برتون در یابند که «در اعماق ذهن انسان چه می گذرد که خود از آن بی خبر است» آنها برای مطالعه، در مورد رویا، خواب، طراحی کودکان و هنر دیوانگان تحقیق کردند، که بدون شک از اولین حرکت های مطالعاتی خودآگاهانه و موثر بود.
آندره برتون در مصاحبه ای در مورد نوشتن خود به خود می گوید: «اگر بخواهیم نوشتن به راستی خود به خود باشد، باید ذهن را از قید وسوسه های دنیای بیرون و همچنین از دغدغه های فردی که ماهیت سوداگرانه یا احساساتی دارند، خلاص کنیم. این نوع فاصله گرفتن از دیرباز چیزی در قلمرو اندیشه شرقی بوده و نه اندیشه غربی و برای ذهن غربی مستلزم تنش یا تلاشی مداوم است.»(پولیتزوتی، ۱۳۸۱، ص۸۹)
با روش های منطقی عقل هیچگاه نمی توان به منطقه تاریک ضمیر ناخودآگاه و دفینه تصویرها و خاطره های آن دست یافت؛ رویا، یکی از مهمترین راه های دستیابی به آن است. از نظر برتون، نیروهای محرکی که خود را از طریق رویاها و روند خود به خودی «اوهامی که چیزهای واقعی می آفرینند» بیان می کنند، «از ارزشی قطعی» برخوردارند. حافظه انسان این تجربه های رویا و انگیزش های ناخودآگاه را، حتی به هنگام بیداری، زنده نگه می دارد. اشارات القایی ضمیر ناخودآگاه بر خودآگاهی اثر می گذارد؛ اما از آن رو که به طور ناگهانی و از پیش حساب نشده به درون قلمرو منطق راه میابند و به سبب آن خاستگاه هایشان را نمی شناسیم، از این قلمرو بر کنار و به قلمرو «تصادف» ارجاع می شوند. بدینسان جذابترین تجربیات محکوم به خاموشی اند.
آندره برتون می گوید: جنبش ما، حرکتی بر خلاف جریان آب بود. ما با واکنشی قهر آمیز در برابر بی مایگی و سترون شدگی فکر که نتیجه قرن ها عقل گراییبود، به هر چیز شگفت روی آوردیم و بی هیچ قید و شرط از ان هواداری کردیم. در این مورد عبارتی از بیانیه سال ۱۹۲۴ می تواند روشنگر باشد «صریح حرف بزنیم: شگفت همیشه زیباست، هر چیز شگفت زیباست، در واقع فقط چیز شگفت زیباست»استنتاج های زیباشناختی این نظریه، روشن و ساده است: عنصر شگفت انگیز به تنهایی می تواند هنر را بارور سازد و بیانی پر بار ب حساسیت بشری که از ناخودآگاه تغذیه می شود،بخشد. وظیفه هنرمند این است که شگفت انگیز را به خودنمایی وا دارد؛ و در این امر او می تواند روش های بس گونه گون به کار بندد. نویسنده در حالتی نیمه بیدار، با رها کردن قلم خویش نجواهای اندیش مهار نشده اش را به ثبت می رساند. نگارش «خودکار»، تصاویر ذهنی و تداعی ها را به سطح خودآگاهی می آورد و می توان آن را نوعی «اندیشه نگاری» بی واسطه نامید. در این اسلوب، کیفیت های خود انگیخته، شگفت انگیز و «غیر معقولی بی واسطه» رخ می نمایند؛ و هر آنچه از سوی ناخودآگاه می رسد، به منزله واقعیت انگاشته می شود.
آندره برتون در تعریف سورئالیسم می گوید:
«سورئالیسم = خودکاری روانی ناب که از طریق آن، تبیین کارکرد واقعی اندیشه به صورت کلام، نوشتار و یا هر فعالیت دیگر را بر عهده می گیریم؛ اندیشه هایی که فارغ از هرگونه نظارت عقل یا ملاحظات زیباشناختی یا اخلاقی تلقین می شوند. سورئالیسم متکی بر اعتقاد به واقعیت برتر تداعی هایی است که قبلا واپس زده می شدند؛ متکی بر اعتقاد مطلق رویا و به نقش بی غرضانه تفکر است.» (پاکباز، ۱۳۸۱،ص ۵۸۲)
چنین رویکردی را می توان با مراجعه به روند طراحی و خلق آثار هنری، در گروهی از هنرمندان و معماران یافت که این امر نقش مهمی را در دگرگونی درونی و ظهور نوعی هوشیاری مبتنی بر شهود و الهامی درونی را باعث می شود. چنانکه در گونه ای از تمرینات معماری جهت تقویت ذهن و ترغیب دست بر طراحی از شیوه ای مشابه استفاده می شود. در این نوع تمرین از کارآموز خواشته می شود که بدون هیچ پیش زمینه ذهنی و تنها با تکیه بر ناخودآگاه خویش، بدون هیچ فکری شروع به ترسیم خطوطی از هز نوعی که باشد بکنند. استاد مورد نظر در حین انجام کار نقش کنترل کننده و اصلاح گر را بر عهده دارد و سعی می کند آشفتگی ذهنی و یا مشکلات و گره های موجود در طراحی دانشجویان را بر طرف کند. چنین اسکیس هایی معمولا با زمان بندی کوتا انجام می شوند و بسیار بر افزایش خلاقیت و تجسم دانشجویان موثر است.
● تاثیر سورئالیسم بر نقاشی و مجسمه سازی:
آثار نقاشی و مجسمه سازی سورئالیستی به دو بخش و مقوله متفاوت تقسیم می شوند؛ از طرفی، گروهی از سورئالیست ها خودانگیختگی را با تجربه های مرتبط با عالم رویا در آمیختند. آندره ماسون «Andre Masson» یکی از رهبران گروه نخست است. او در اسل ۱۹۲۴ در برخی از پیش طرح هایی که با استفاده از قلم و مرکب کشید از روش اوتوماتیسم بهره گرفت. این کارها غالبا به شیوه آزاد طراحی شده و بیانگر تحرک، پویای، خوش بینی و امید بودند. تقریبا کلیه نقاشی های ماسون، که در نیمه دوم دهه ۱۹۲۰ به وجود آمده و همین سبک را برای تولید آثار بعدی تثبیت کردند، گوشه ای از جالب ترین کارهای او را تشکلی می دهند، این نقاشی ها کاملا ثمره تصادف بودند. ماسون پرده نقاشی را رو زمین می نهاد، سطح آنرا با چسب پوشانده و آنگاه روی آن شن می پاشید. جاییکه لایه های چسب ضخیم تر بود چند لایه شن جمع می شد . میان این قسمت ها با قسمت های خالی بوم، که هنرمند آنرا رنگ آمیزی می کرد تضاد شدیدی ایجاد می شد.
رنه مارگریت «Rene Magritte» وسالوادور دالی «Salvador Dali» شاخص ترین چهره های گروهی محسوب می شوند که گرایش به عالم رویا در آثارشان مشهود است. این دو در ارایه کمپوزیسیون های تصویری با پیروی از قواعد مرسوم پرسپکتیو تخصص و مهارت داشتند و پاره ای آثار قابل توجه و پر معنی حلق کردند.
کاربرد مدیومها در نقاشی ابرنگ
انواع مدیوم
جمع آوری آرش صداقت .
از کاتولوگهای وینزور نیوتن
texture medium-مدیوم بافت
این مدیوم موجب بافت می شود و به رنگها خصلت عمق
وساختار می دهد.برای خلق ساحل شنی وتنه درختان مناسب
است.میتوان تنها ویا با رنگها استفاده شود .
Permanent masking medium--چسب میسکیت دائمی
در هرجا که بکار رود.آن قسمت را به طور دائمی در مقابل
رنگ و آب محافظت میکند.میتوان بصورت تنها یا با رنگ
مخلوط کرد.
Blending medium--مدیوم مخلوط کردن
این مدیوم برای افزایش زمان خشک شدن رنگ است . وزمان
بیشتری را برای مخلوط کردن رنگ فراهم میسازد.
Granulation--مدیوم گرانول
پس از مخلوط شدن با رنگ،بافت دانه دانه ای به رنگ
می دهد.برای همه تکنیکها . و مناسب است.
Iridescent medium-مدیوم صدفی آبرنگ
این مدیوم درخشش صدف گونه ای به رنگ می بخشد .میتوان با
رنگ مخلوط کرد یا بر روی رنگ خشک شده کشید . تاثیر آن
بیشتر روی رنگهای شفاف و زمینه های تیره است.
Artmasking fluid--چسب میسکیت
مایع پیگمنت دار مناسب برای مسکه کردن قسمتهای که
نمی خواهیم رنگی شوند.
Aquapasto-- مدیوم برجسته کننده
ژل شفافی است که از روانی رنگ می کاهد وبه آن حجم
می دهد.
Water color medium- -مدیوم آبرنگ
چسب کم رنگی است که پس از مخلوط شدن با رنگ موجب
روان شدن رنگ میشود .با آب نیز رقیق میشود.
Ox gall Liquid- -آکس گال
مایع است که برای افزایش رطوبت رنگ به کار می رود و
باعث چسبندگی بیشتر رنگ روی سطح می گردد.
Gum Arabic--صمغ عربی
مایع کم رنگ است که موجب شفافیت و درخشندگی بیشتر رنگ
شده وبا آب نیز رقیق می شود.
آرش صداقت
جمع آوری از کاتولوگهای وینزور نیوتن
Lifting preparation--پاک کننده آبرنگ
با استفاده از این ابزار به راحتی می توان لکه ها و رنگهای
خشک شده آبرنگ را با اسفنج یا پارچه مرطوب پاک کرد.میتوان
به عنوان آستر زیر کار نیز از آن استفاده کرد.
Fixative--اسپری فیکسه
غیر قابل پاک شدن . لایه محافظتی شفافی را تشکیل می دهد.ضد
زردی است و زود خشک می شود.
Water color Fixative--فیکسه آبرنگ مایع
نوع استفاده : لایه محافظی برای آبرنگ .لایه نیمه شفافی را
تشکیل می دهد.
جمع آوری آرش صداقت از کاتولگهای وینزور نیوتن